یار دبستانی ها
دوشنبه 29 دی 1393 :: 01:33 ::  نويسنده : yare-dabestaniha

ويژگيهاي کودک در دوره ابتدايي عبارتند از :

1-رشد جسماني کودک : در دوره ابتدايي ، تارهاي عصبي ، " ميه ليني " مي شوند ، در نتيجه ، رشد جسماني کودک در اين دوره ، بسيار مهم است . ميه ليني شدن تارهاي عصبي ، در مقطع دبستان ، به سطوح بالاتر و تکامل مي رسد و سبب هماهنگي کامل حس و حرکت کودک مي گردد. هماهنگي حسي – حرکتي در اين دوره از رشد بالايي برخوردار است. کودک در اثر تکامل مراکز عصبي و تجارب جسماني خود ، قادر به تعبير و تفسير پيامهاي دريافتي حواس خود بوده و مي تواند بدانها پاسخ صحيحي بدهد . تفاوت رشد جسماني کودک دبستاني و پيش دبستاني ، از اين جنبه است . 

 


2-کاهش خود مداري : در دوره دبستان ، خودمداري کاهش مي يابد . کودک در اين مرحله ، در صورت قرار گرفتن در يک محيط مناسب ، مدرسه مطلوب و آموزگاران ماهر ، به تدريج مي تواند به حقوق ديگران توجه و آن را رعايت نمايد ؛ حتي گاهي اوقات نيز مي تواند ، از حق خود بگذرد و ديگران را در نظر بگيرد . از طريق فعاليتهاي گروهي ، بيشتر مي توان به اين ويژگي توجه نمود . 

3-معقول تر شدن پيوندهاي عاطفي کودک : در اين مرحله ، کودک ارتباط عاطفي شديدي با خانواده خود برقرار مي کند . در دوره دبستان ، اين پيوندها معقول مي شوند و او مي تواند چند ساعتي دور از آنها ، جدا از آنها بماند ، بدون اينکه خلأ عاطفي احساس کند . اين ويژگي، در رشد عاطفي کودک و هدف آموزش و پرورش که همانا استقلال عاطفي کودکان است ، بسيار مهم مي باشد . در دوره دبستان ، پيوندهاي عاطفي سست نمي شوند و از بين نمي روند ، بلکه در صورت برخورداري کودک از محيط گرم خانوادگي ، مادري کاردان و جذابيت محيط آموزشي ، به تدريج مي تواند به استقلال دست يابد . 

4-تغيير شکل کنجکاوي کودک : کنجکاوي کودک در دوره دبستان ، بر خلاف دوره پيش دبستاني که بي هدف بود ، هدفمند و جهت دار مي شود. در دوره دبستان ، با استفاده از دروسي مثل علوم ، مي توان مفهوم عليت را در کودک پرورش داد .

5-تغيير شکل مشاهدات کودک : کودک دبستاني در هنگام مشاهده ، به بررسي علل پرداخته ، چرايي مسائل را جستجو کرده و به چگونگي فرايندها توجه مي کند .

6-حرکت از تخيل به سوي واقعيت : کودک دبستاني بيش از حد از تخيل دور شده و به واقعيت نزديک مي شود . يکي از ويژگيهاي مهم اين دوره ، کاهش تخيلات است .

به طور کلي ، بر اساس ويژگيهاي مذکور دوره دبستان ، بايد به چند مسأله توجه نمود . يکي از فعاليتهاي بسيار مهم اين دوره ، بازي است . در اين مرحله ، بازيهاي بي هدف و بي قاعده دوره پيش دبستاني به بازيهاي هدفمند تبديل مي شوند . مربي بايد دانش آموزان را از بازيهاي بي هدف به بازيهاي همراه با کار سوق دهد ، به اين ترتيب ، کودک با اتمام کار ، مي تواند به ارضاء روحي برسد .

نکته ديگر در اين دوره ، هماهنگي خانه و مدرسه است . والدين بايد در محيط خانه شرايط استقلال عاطفي کودک را فراهم نمايند . مربيان نيز بايد محيط جذابي را فراهم کنند تا کودک نگرش مثبتي نسبت به مدرسه داشته باشد . هر چه ارتباط بين والدين و مربيان بيشتر باشد ، بهتر مي توان در جهت اهداف آموزشي گام برداشت .

در دوره دبستان ، مربيان بايد برخورد مطلوبي با اشتباهات و خطاهاي کودکان داشته باشند ، هيچگاه کودک را در حضور جمع شرمسار نکنند، براي تغيير رفتارهاي نامطلوب کودک از روشهاي اصلاح رفتار بهره جويند و رفتار نامطلوب او را توسط تقويت رفتارهاي درست تغيير بدهند .

مربيان بايد آگاه باشند که ضعف درسي کودک بنا به دلايل بسياري از جمله ناتواني يادگيري ، مشکلات عاطفي ، شخصيتي و زماني و ضعف محيط و روشهاي آموزشي صورت مي گيرد . 

ويژگيهاي کودک در دوره ابتدايي (2)

در ادامه بحث درباره ويژگيهاي کودک دبستاني ، به ويژگيهاي بسيار مهمي که موريس دبس و ديگر روانشناسان به آن دوره ثبات ، آرامش و سازگاري را اطلاق کرده اند ، مي پردازيم .

دوره دبستان ، دوره آرامش قبل از طوفان نام دارد ، چون کودک در اين مرحله به ثبات و آرامش دست مي يابد . در اين مقطع ، شخصيت کودک به تدريج رشد و تکامل پيدا مي کند و هيچ گونه بحران هويت و اختلال عاطفي در کودکان بهنجار مشاهده نمي شود . اين مرحله ، دوره عقل و دانايي است و به آن دوران " بلوغ کودکي " اطلاق مي شود ، يعني در مرحله کودکي، نوعي بلوغ محسوب مي شود .

در اين دوره که از شش تا ده سالگي است ، کودک در مسائل اجتماعي خود مشکل خاصي ندارد و به راحتي مي تواند با ديگران کنار بيايد.

مهمترين ويژگي کودک ، ظهور تفکر اجمالي است . در دوره پيش دبستاني ، تفکر کودک در هم آميخته است و روابط و مناسباتي در آن وجود ندارد ، اصل عليت علمي بر آن حاکم نيست ، براي پديده هاي طبيعي ، علل انساني قائل مي شود و جهان بيني مبهم است . زمينه ظهور تفکر اجمالي بايد در دوره دبستان ( حدود نه تا ده سالگي ) فراهم شود . تفکر اجمالي ، مرکب از روابط و مناسبات است . تفکري حد فاصل تفکر محسوس و انتزاعي است و کودک توسط آن مي تواند ، فراتر از تفکر عيني برود و تصوراتي از اشياء در ذهنش شکل مي گيرد . او مي تواند بدون ديدن اشياء به مسائل فکر کرده و مفهوم را در ذهن خود تشکيل دهد . در اين دوره ، چنانچه کودک از آموزش مناسبي برخوردار باشد ، درک و فهم وي از دنياي خارج ، حول چهار مفهوم اساسي شکل مي گيرد : 

ü     زمان

ü     مکان

ü     عدد

ü     عليت

اين چهار مفهوم ، ذهن کودک را نظم داده و کودک را به سمت تفکر منطقي سوق مي دهد، در نتيجه او ، مي تواند پديده هاي اطرافش را درک کرده و بين آنها ارتباط برقرار کند . 

دوره نهفتگي : تحقيقات نشان داده ، بر خلاف دوره پيش دبستاني که کودک از لحاظ جنسي تا حدي فعال است ، در مرحله دبستاني ، تمايلات جنسي به دوره پوشيدگي و کمون مي رسد ، بدين دليل ، از اين نظر مشکل خاصي نخواهد داشت ، در نتيجه ، اين حالت به آرامش وي کمک کرده و او را آماده درک مطالب درسي مي کند . اين دوره ، براي ارايه آموزشها بسيار مناسب است . کودک در اين دوره بسيار مهم تسن دايي تارهاي عصبي ، ميه ليني مي شوند و در نتيجه رشد جسماني کودک در اين دوره بسيار مهم تسن تعلق اوج گيري حافظه : از حدود نه سالگي به بعد ، قوه حافظه کودک به سرعت رشد مي کند و قادر است ، مطالب مورد علاقه اش را به راحتي حفظ کند. البته اوج گيري حافظه ، نکته منفي نيز دارد ، زيرا کودک بيش از حد متکي به حافظه اش مي باشد، معلومات وي بيشتر جنبه حفظي پيدا مي کند و اين امر ، به جنبه هاي ديگر رشد او لطمه خواهد زد. 

ظهور استعدادها : سن نه سالگي ، سن ظهور استعدادهاي مختلف، از قبيل استعداد موسيقي مي باشد . به منظور ظهور استعدادهاي کودک، بايد او را در معرض فرصتهاي يادگيري متنوع قرارداد و کودک را در برنامه هاي مختلف فوق برنامه ، از قبيل فعاليتهاي علمي ، هنري ، ورزشي و موسيقي شرکت داد . در اين برنامه ها ، فرصتهاي يادگيري متنوعي در اختيار کودک قرار مي دهند تا مربيان متوجه استعدادهاي برجسته وي شوند و آنها را پرورش دهند .

به منظور بروز استعدادها ، بايد از به کارگيري روشهاي تدريس يکسان در مورد دانش آموزان اجتناب نمود ، زيرا اين امر سبب کسالت کودک و گريز وي از مدرسه مي شود . معلمان بايد تلفيقي از روشهاي تدريس ، از جمله روش سخنراني ، توضيحي ، پرسش و پاسخ و ... را به کار گيرند تا به نتايج و بازدهي بالايي دست يابند . 

الگوپذيري : دانش آموز دبستاني از بزرگسالان الگو مي گيرد . يکي از جنبه هاي مهم شخصيت وي ، تقليد است . کودک از افرادي که در نظر وي مهم و ارزشمند هستند ، تقليد مي کند . وقتي معلم درباره ارزشها صحبت مي کند ، خودش حاصل ارزشها مي شود . معلمان بايد سعي کنند که تناقضي بين رفتار و گفتارشان وجود نداشته باشد و به ارزشها پايبند باشند . 

ويژگيهاي کودک پيش دبستاني (١)

يکي از اصول مهم تعليم و تربيت ، تطبيق فعاليتهاي آموزشي و تربيتي با ويژگيهاي شناختي ، جسماني و عاطفي کودک مي باشد . تعليم و تربيتي که مبتني بر اين موارد نباشد ، نمي تواند به اهداف مورد نظر دست يابد. ويژگيهاي کودکان را به سه دسته جسماني ، شناختي و عاطفي تقسيم بندي نموده اند :

کودک پيش دبستاني بين پنج تا شش سال ، استخوانهاي نرم و انعطاف پذيري دارد ، هنوز مهارت کافي در استفاده از ماهيچه هاي کوچک پيدا نکرده است ، منظور از ماهيچه هاي کوچک ، انگشتان کودک است ، در انجام فعاليتهاي بدني ، از کل بدن خود استفاده مي کند و مي توان گفت : رشد کودک از عضلات بزرگتري ، مثل ماهيچه هاي دست ، پا و حرکات عام آغاز شده و به حرکات خاص و عضلات کوچکتر پيش مي رود ، به تدريج بيناين عضلات هماهنگي لازم صورت مي گيرد ( از طريق ميه ليني شدن تارهاي عصبي ) و قلب کودک در اين مرحله سني ، خيلي سريعتر از مراحل قبل رشد مي نمايد .

 

ويژگيهاي شناختي و عاطفي کودک پيش دبستاني ، بسيار مهم و با اهميت است و بر اساس آنها ، مي توان روشهاي تربيتي و محتواي درسي را مشخص نمود .

کودکان پيش دبستاني ، بسيار فعال و پر جنب و جوش هستند ، آنها در عين اينکه فعالند ، بسيار زود خسته مي شوند و کنجکاو و جستجوگر هستند. اين ويژگي ، به عنوان يکي از اهرمهاي مهم تعليم و تربيت محسوب مي شود و مربي بايد به نحو احسن از آن استفاده نمايد .

کودک پيش دبستاني ، به تدريج به مرحله هوش عملي نزديک مي شود. هوش عملي، هوشي است که جنبه حسي و تجربي دارد . فعاليتهاي کودک ، حسي و تجربي اند.

کودک با بکار بستن هوش عملي ، به فعاليتهاي آزاد مي پردازد ، نتيجه کار خود را مي بيند و با اين مشاهده ، تغييراتي در ديدگاههاي خود ايجاد مي نمايد .

حرکات کودکان پيش دبستاني ، انفرادي است ، علاقه به بازيهاي انفرادي دارند ، خودخواه و خود محورند ، به حرکات نمايشي علاقمندند ، فعاليتشان مبتني بر رغبتهاي آني ، ذاتي و طبيعي است ، نه رغبتهاي اکتسابي و در انجام کارها ، به بزرگتران وابسته هستند .

برنامه هايي که در زمينه ويژگيهاي جسماني کودکان طراحي مي شوند ، با توجه به اهداف زير صورت مي گيرند :

1-هماهنگي چشم و دست

2-هماهنگي دست و دهان

3-هماهنگي ماهيچه هاي بزرگ

4-بازي با وسايل و مواد قابل دست ورزي

5-رنگ آميزي در فواصل معين 

ويژگيهاي کودک پيش دبستاني (2)

1-يکي از ويژگيهاي مهم کودک پيش دبستاني که در امر تعليم و تربيت کاربرد فراواني دارد ، مبحث جهان بيني او است . بر اساس تحقيقات انجام شده، جهان بيني کودک در اين دوره بسيار محکم مي باشد ، تصور او از دنيا خالي از مناسبات است ، رابطه علٌي در آن يافت نمي شود و علت و معلول را درک نمي کند ، براي مثال ، در پديده هاي طبيعي ، انگيزه انساني را دخيل مي داند ، از لحاظ ذهني ، فکر کودک در هم آميخته است. وقتي به مجموعه اي مي نگرد ، تنها به يک بُعد آن توجه دارد .

منظور از جهان بيني ، ديدگاه فرد نسبت به جهان اطراف خود مي باشد. کودک پيش دبستاني ، از اين لحاظ پيشرفت کرده ، مرحله اي را پشت سر گذاشته است و خود را از ديگران تميز مي دهد ، يعني به تميز خود از ديگران دست يافته، روابط موجودات جهان را دقيقاً درک نمي کند ، قادر به درک پديده هاي جهان نمي باشد ، اصل عليت را به خوبي درک نمي کند، فکر منطقي ندارد ، جهان بيني او مبهم است ، روابط با ديگران را درک نمي کند و قادر به درک يک مجموعه نيست . او قادر نيست ، جهان را با اجزاء تشکيل دهنده آن تحليل کند ، روابط بين اجزاء را ببيند ، قوه تحليل در او شکل نگرفته و واقعيات را با خيال در هم مي آميزد . بنابراين ، درک او از پديده ها عيني نيست و بيشتر ذهني مي باشد .

به منظور تقويت و اصلاح جهان بيني کودک ، بايد اقداماتي از قبيل موارد زير صورت گيرد :

پرورش يک سري مفاهيم اساسي در ذهن کودک . 

2-خود مداري کودک پيش دبستاني : منظور از خود مداري ، اين است که کودک، خود را محور عالم احساس مي کند ، بر نقطه نظرات خود تأکيد دارد، داراي انعطاف پذيري ذهني و چرخش رواني جهت درک نظريات ديگران نيست و مسائل راتنها از ديد خود بررسي مي کند .

خودبيني ، يک بحث اخلاقي است ، بزرگسالان نيز خودبين هستند .

تفاوت خود مداري و خودبيني ، در اين است که خود مداري يک مقوله شناختي ، اما خودبيني ، مقوله اي اخلاقي است . بزرگسالان نيز خودبين هستند و منافع خود را در نظر مي گيرند ، اما کودک پيش دبستاني ، خود مدار است . بچه در مقوله خودمداري ، به کارهاي خود آگاهي ندارد ، ولي بزرگسالان نسبت به خودبيني، آگاه مي باشند .

کودکان در سالهاي پيش دبستاني ، خود محورند ، يعني قادر به سازگار کردن افکار و بيان تفکرات خود از نظر ديگران نيستند . براي مثال ، کتاب را به سمت خود مي گيرند و از مادر مي خواهند که آنرا بخواند . اغلب يک جلسه قصه گويي براي آنها ، با گفتگوهاي نامربوط از جانب هر کودک همراه است .

کودکان متمايل به بازي ، کشف محيط و يادگيري ، از طريق اشياء واقعي اند و از اين طريق ، بهتر ياد مي گيرند . 

3-فراخناي محدود توجه : فراخناي تمرکز کودک پيش دبستاني نسبت به مسائل ، محدود است. براي مثال کودک سه تا شش ساله ، تنها بين هفت تا ١٥ دقيقه مي تواند ، روي يک مسأله تمرکز داشته باشد و پس از آن، توجه او به سمت چيز ديگري معطوف مي گردد .

بنابراين ، آنها نمي توانند ، فعاليتي را به مدت طولاني ادامه دهند و به مدت طولاني آرام بنشينند ، زيرا نياز به تحرک و فعاليت جسمي دارند . آنها از تکرار ، به ويژه تکرار قصه ، داستان و اشعار ، لذت مي برند . 

4-تشخٌص طلبي ، يکي از ويژگيهاي مهم کودک در مرحله پيش دبستاني، تشخص طلبي يا اثبات ذات است . کودک نياز دارد که وجود خود را به ديگران اثبات کند احساس شديد شخصيت مي کند ، شخصيتي که متمايز از ديگران است .

تشخص طلبي ، داراي جنبه هاي بسيار مهمي است ، از سه سالگي شروع مي شود و مسبوق به سابق است ، يعني ناگهاني رخ نمي دهد. هنگامي که کودک واژه " من " را به کار مي برد ، به تدريج رشد مي کند و در دوره پيش دبستاني ، از خود ، تشخص طلبي نشان مي دهد .

به طور مثال ، او در برابر بزرگترها ، ابراز وجود و مخالفت مي کند ، در برابر ارائه کمک به ديگران ، مقاومت مي کند و با انجام کارهاي مختلف ، اثبات وجود مي کند .

از جنبه هاي تشخص طلبي اين دوره ، نافرماني ، سرکشي در برابر ديگران علاقمندي به جذب و برانگيختن تحسين آنها مي باشد .

موريس دس معتقد است : دروغگويي بچه ها در سن پنج تا شش سالگي، ناشي از مسائل روانشناختي است ، نه اخلاقي . دروغ کودک ، براي جلب توجه ديگران و خودنمايي است و براي از بين بردن آن ، مي توان از تقويت منفي استفاده کرد .

با توجه به ويژگيهاي مختلف کودک پيش دبستاني ، از جمله فراخناي توجه محدود ، مي دانيم که او نمي تواند ، به مدت طولاني آرام نشسته و هيچ تحرکي نداشته باشد ، از تکرار لذت مي برد و توقع بيش از حد از او بيهوده است . هر چه زمان آموزش کودک ، کوتاه تر باشد ، ميزان يادگيري او بيشتر است.

براي حفظ بهداشت رواني متناسب با ويژگيهاي روانشناختي کودک پيش دبستاني ، بايد با توجه به اين ويژگيها با او برخورد نماييم تا لطمه و آسيبي به بهداشت رواني او وارد نگردد . 

منبع:http://tanysh.blogfa.com

آقای سیروس محمد زاده

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها
نويسندگان
 
 
 

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟